آخرین خبرها
خانه / سرگرمی / ضرب المثل / ضرب المثل اگر می دانستی درویش چقدر …

ضرب المثل اگر می دانستی درویش چقدر …

entertainment-masl-darvish

می گویند پادشاه کشوری مرد . مردم آن کشور به رسم همیشه شاهینی را به پرواز درآورند تا شاهین بر روی دوش هر کس می نشست او را پادشاه می کردند.

وزیر بزرگ پادشاه روی سکوی بلندی ایستاد و شاهینی که برای همین کار تربیت شده بود. را بر دست گرفت او که دلش می خواست پادشاه شود دستی از روی نوازش بر سر شاهین کشید و شاهین را پرواز داد . شاهین بعد از چند بار چرخیدن روی دوش مرد فقیری نشست .

entertainment-masl-darvish1
همه مردم دور او جمع شدند و پادشاهی او را تبریک گفتند . درویش فقیر که باور نمی کرد شاه شده باشد ، در پوست خود نمی گنجید . او لباسی گران قیمت پوشید و وزیران را دور خود جمع کرد و دستور داد همه انبارها را خالی کنند . بعد از آن شاه جدید دستور داد « همه ی نانواها و کفاش های کشور باید شب و روز کار کنند و صبح تا شب نان بپزند و کفش بدوزند » آنها شب و روز نان پختند و کفش دوختند به دستور شاه جدید ، نان ها را خشک می کردند و کفشها را جفت جفت کنار می گذاشتند روزی وزیر بزرگ به دیدن پادشاه رفت و گفت : قربانت گردم ، تمام انبارها پر از کفش و نان شده است اگر شما قصد جنگ با تمام دنیا را هم داشته باشید ، به اندازه ی کافی کفش داریم که به لشگریانمان بدهیم و نان داریم که آذوقه ی آنها باشد .

شاه جدید گفت : من همان درویش فقیرم . من با کسی سر جنگ ندارم اگر می دانستی که فقیران چقدر از بی کفشی و گرسنگی رنج می کشند . از من نمی پرسیدی که با این همه کفش و نان چه کنیم . بروید آنها را میان تهیدستان تقسیم کنید . از آن به بعد درباره ی کسی که مدت ها آرزوی داشتن چیزی را داشته است و پس از رسیدن به آرزویش باز حرص می زند می گویند:

اگر می دانستی درویش چقدر بی نانی و بی پارزی کشیده ، نمی پرسیدی

منبع:nonahal.org – بیتوته

Share

درباره‌ Admin

Admin
درود بر تمام دوستان عزیز سجاد هستم ، تا جایی که بتونم براتون مطالب جذاب و دیدنی میذارم و ممنون میشم که شما دوستان هم در این راه راهنمایی و همراهیم کنید .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

معادله امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.